اگر مرد طلاق ندهد و بنا به دلایلی که خود دارد از امضا سند طلاق خودداری کند، مراحل جدایی برای زن پیچیده و سخت می‌شود.

اگر مرد طلاق ندهد،شرایط وقانون درباره مردی که زیر بار طلاق نمی‌رود چیست ؟

انحلال ازدواج به معنی از میان رفتن رابطه زناشویی است که به شیوه های مختلفی می تواند انجام شود. بر اساس ماده 1120 قانون مدنی “عقد نکاح به وسیله فسخ یا طلاق یا بذل مدت در عقد موقت منحل می گردد” در نتیجه طلاق مختص عقد دائم و بذل مدت مختص عقد موقت و فسخ نکاح مشترک بین عقد دائم و عقد موقت (صیغه) می باشد.
با توجه به اینکه در این مقاله سعی بر آن داریم شیوه‌های از انحلال ازدواج را بررسی نماییم که بدون نیاز به موافقت شوهر انجام می‌شود.در نتیجه فقط در این باره سخن می‌گوییم .و در ادامه به بیان راه حل ها و شیوه ها می پردازیم که می‌توان بدون موافقت شوهر هم حکم طلاق را از دادگاه گرفت. این شیوه ها به طور خلاصه عبارتند از:

  1. طلاق بوسیله دادگاه
  2. فسخ نکاح
  3. اعمال وکالت در طلاق

مردی که حاضر به طلاق زنش نیست و به هیچ عنوان حاضر نیبست او را طلاق دهد

فسخ نکاح، راه حلی برای رهایی از دست مردی که طلاق نمی دهد ؟

اگر مرد طلاق ندهد زن می تواند بنا به شرایط خاصی به زندگی مشترک به شکل یکطرفه خاتمه دهد.

تعریف فسخ نکاح : اگر زن یکی از موارد زیر را در مرد مشاهده نماید می تواند بدون موافقت شوهر فسخ نکاح را از دادگاه خانواده درخواست نموده و ازدواج را بر هم بزند:

1- جنون مرد: برابر ماده 1121 قانون مدنی چنانچه مرد دارای جنون باشد زن می‌تواند نکاح را به هم بزند. مهم نیست جنون شوهر از نوع دائمی یا ادواری( دوره‌ای) باشد و مهم نیست جنون شوهر قبل از ازدواج وجود داشته باشد یا بعد از ازدواج به وجود آمده باشد، در هر دو حالت زن می‌تواند ازدواج را به هم بزند. اما اگر جنون قبل از ازدواج وجود داشته باشد و و زن نیز به جنون آگاه بوده باشد دیگر نمی‌تواند ازدواج را بر هم بزند زیرا به ضرر خود اقدام نموده است.

اگر مرد طلاق ندهد و مبتلا به جنون باشد دادگاه حکم طلاق می دهد

2- عیوب ویژه در مرد: مستند به ماده 1122 قانون مدنی وجود عیوبی در مرد این حق را به زن می دهد که بدون موافقت شوهر خود عقد ازدواج را بر هم بزند به مندرج در ماده عبارتند از :

    1. عنن به شرط اینکه ولو یک‌بار عمل زناشویی را انجام نداده باشد
    2. خصا (اخته بودن مرد)
    3. مقطوع بودن آلت تناسلی به اندازه که قادر به عمل زناشویی نباشد

3- تدلیس (فریب) : مورد دیگری که در صورتی که وجود داشته باشد و شرایط آن فراهم باشد زن می‌تواند بدون موافقت شوهر خود، نکاح را فسخ نماید.

تدلیس عبارت است از عملیاتی که موجب فریب طرف مقابل شود به عبارت دیگر اگر شوهر با اعمال متقلبانه نقص یا عیب را که در وجود خود دارد پنهان نماید یا خود را دارای صفت خاصی یا مدرک دانشگاهی یا دارای شغل خاص معرفی نماید ولی در واقعیت اینگونه نباشد و زن از این طریق فریب بخورد و با مرد ازدواج کند می‌تواند با استفاده از فریب خوردن (تدلیس ) ازدواج را بر هم بزند. پس اگر مرد طلاق ندهد و پیشتر هم با روش‌های فریبکارانه زن را به دست آورده باشد، با استفاده از بیان ماده قانون‌های مرتبط با تدلیس زن می تواند به صورت یکطرفه و بدون رضایت مرد طلاق بگیرد. البته تشخیص موارد تدلیس و شرایط آن در قانون نیامده است و وابسته به نظر قاضی دادگاه خانواده است.
نکته دیگر اینکه زن در صورتی که فریب بخورد و با مرد ازدواج کرد و در اثر تدلیس نکاح را بر هم بزند می‌تواند برای اخذ خسارت از شوهر خود اقدام کند . خسارت وارد شده می‌تواند مادی باشد مثل از بین رفتن پکارت یا غیر مادی باشد مانند بی آبرویی و ایجاد بیماری‌های روحی و روانی برای زن. البته برای گرفتن خسارت به سبب تدلیس فریب شوهر می‌توان دادخواست جداگانه تقدیم دادگاه خانواده نمود یا در حین دادخواست احراز فسخ نکاح به دلیل تدلیس مرد، مطالبه خسارت هم نمود.
اگر شوهری به واسطه فریب زنی را به همسری و خود در بیاورد علاوه بر اینکه زن می‌تواند ازدواج را از طریق فسخ نکاح به هم بزند می ‌تواند علیه شوهر شکایت کیفری مطرح کند و شوهر را روانه زندان هم بکند.

مردی که با دروغ زنی را فریب داده است نمیتواند زن را طلاق ندهد

4- تخلف از شرط صفت : چنانچه شرط شده باشد که شوهر باید دارای صفت خاصی باشد و بعد از عقد معلوم شود که شوهر فاقد وصف مقصود بوده است زن می تواند حق فسخ را اعمال نموده و ازدواج را برهم بزند.مانند اینکه شرط شده باشد چناچه مرد دارای اقامت دائم در کشور الامان باشد ولی دروغ گفته باشد

تفاوت فسخ نکاح و طلاق چیست ؟

اما شاید برای شما سوال پیش بیاید که تفاوت فسخ نکاح و طلاق چیست چرا که هر دو باعث بر هم خوردن ازدواج دائم می شود در پاسخ به این سوال مهم ترین تفاوت های بین این دو را ذکر می نماییم .

  1. فسخ نکاح دارای تشریفات طلاق از قبیل صدور گواهی عدم امکان سازش و اجرای صیغه طلاق در حضور دو شاهد عادل نیست و به هر لفظ و عملی که دلالت بر آن نماید واقع می شود.
  2. در طلاق زن باید دارای شرایط خاصی باشد به این معنی که زن باید در دوران پاکی قرار داشته باشد ولی در فسخ نکاح چنین چیزی لازم نیست.
  3. در طلاق از نوع رجعی، امکان رجوع شوهر به زن خود در دوران عده وجود دارد ولی در فسخ نکاح چنین چیزی امکان پذیر نیست.
  4. طلاق در قانون ما اصولا از طرف شوهر صورت می‌پذیرد ولی فسخ نکاح می‌تواند از طرف زن یا شوهر صورت پذیرد.
  5. اگر طلاق قبل از نزدیکی رخ دهد زن مستحق نصف مهریه است و اگر قبل از نزدیکی ازدواج به وسیله فسخ از بین برود زن حق مهر ندارد مگر در مورد خاص مندرج در ماده 1101 قانون مدنی.

برهم زدن ازدواج بوسیله طلاق از جانب دادگاه، راه حلی دیگر اگر مرد طلاق ندهد!

طلاق در قانون مدنی و در آیین اسلام توسط شوهر صورت می پذیرد (درخواست طلاق از طرف مرد) اما این به این معنی نیست که زن باید بسوزد و بسازد و در هر شرایطی اگر شوهر نخواهد طلاق دهد مجبور به ادامه زندگی باشد. بلکه شرایط و قوانین وجود دارد که در آن نیازی به طلاق از طرف شوهر نیست و طلاق به وسیله دادگاه صورت می پذیرد و شوهر ملزم به طلاق می‌شود.

زنی که از فشارهای زندگی به تنگ آمده و میخواهد طلاق بگیرد اما شوهرش طلاق نمیدهد

یکی دیگر از موارد انحلال نکاح طلاق است ،طلاق به وسیله مرد یا نماینده او صورت می پذیرد و ویژه نکاح دائم است با وجود این در مواردی زن نیز می‌تواند با وجود شرایط مقرر در مواد ۱۱۱۹، ۱۱۲۹ و ۱۱۳۰ قانون مدنی از دادگاه تقاضای طلاق نماید (درخواست طلاق از طرف زن را بخوانید) . که در ادامه به تشریح هر یک از مواد فوق می پردازیم.

1- عدم پرداخت نفقه بوسیله شوهر :
در ماده 1129 قانون زن زمانی می‌تواند از دادگاه طلاق خود را درخواست نماید که شوهر از پرداخت نفقه خودداری کند (مطالبه نفقه رابخوانید تا بیشتر با این موضوع آشنا شوید) یا توان پرداخت نفقه را نداشته باشد به این صورت که در صورتی که اگر مرد نفقه زن خود را ندهد زن می‌تواند جهت پرداخت نفقه و ملزم کردن شوهر جهت پرداخت نفقه به دادگاه خانواده مراجعه کند. زمانی که به دادگاه خانواده مراجعه می‌کنند و مرد محکوم به دادن نفقه می‌شود ولی همچنان از دادن نفقه خودداری می کند، در این صورت زن می‌تواند به استناد به عدم پرداخت نفقه درخواست طلاق بنماید که در این صورت دادگاه شوهر را مجبور به طلاق خواهد کرد و اگر شوهر حکم دادگاه را اجرا نکند و زن را طلاق ندهد قاضی یا نماینده و به جای شوهر اقدام به طلاق و امضای سند طلاق خواهند کرد.
2-عسر و حرج:
موارد دیگری که زن می‌تواند درخواست طلاق نماید مواردی است که برای زن عسر و حرج (سختی وتنگنا ) به وجود آید .  ( برای آشنایی بیشتر، مقاله عسر و حرج با بخوانید)
نمونه هایی از مصادیق عسر و حرج در تبصره ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی آمده است که در ادامه بیان می شود

    • ترک زندگی خانوادگی توسط شوهر حداقل به مدت شش ماه متوالی و یا ۹ ماه متناوب در مدت یک سال بدون عذر موجه
    • اعتیاد زوج به یکی از انواع مخدر و ابتلای وی به مشروبات الکلی
    •  محکومیت قطعی شوهر به حبس ۵ سال یا بیشتر
    • ضرب وجرح یا هرگونه سوء رفتار مستمر زوج و فرد با توجه به وضعیت زوجه قابل تحمل نباشد
    •  ابتلاء زوج به بیماریهای صعب العلاج روانی یا ساری یا هر عارضه ی صعب‌العلاج دیگری که زندگی مشترک را مختل نمایند .

البته مواردی که ذکر شد حصری نیست، به این معنی که مصادیق عسر و حرج فقط موارد فوق نیست بلکه عسر و حرج( سختی ،تنگنا) با توجه به زمان و مکان زندگی زن و شوهر و شرایط دیگر می تواند مصادیق دیگری داشته باشد که تشخیص موارد عسر و حرج بر عهده قاضی دادگاه است و ممکن است شرایطی را قاضی دادگاه خانواده از مصادیق عسر و حرج تشخیص دهند که جزء مصادیق بالا نباشد و در نتیجه حکم الزام زوج به طلاق صادر نماید.

3-غیبت شوهر بیش از چهار سال:
ماده 1029 قانون مدنی بیان می‌دارد: “هرگاه شخصی چهار سال تمام غایب مفقودالاثر باشد زن او می تواند تقاضای طلاق کند.”

برهم زدن ازدواج بوسیله طلاق از جانب دادگاه، راه حلی دیگر اگر مرد طلاق ندهد!

ممکن است ضمن عقد نکاح یا بعد از عقد نکاح شوهر به زن وکالت برای طلاق داده باشد.( مقاله حق طلاق زن چیست را بخوانید)
وکالت زن در طلاق ضمن عقد نکاح به طور معمول در سند نکاحیه آورده می شود مثل اینکه شرط شود هرگاه شوهر زن دیگر بگیرد یا در مدت معین غایب شود یا نفقه نپردازد یا زن را مورد ضرب و جرح قرار دهد یا با زن بدرفتاری نماید زن و کیل و وکیل در توکیل باشد که خود را مطلقه سازد.که در این موارد زوجه میتواند بدون موافقت شوهر خود اقدام به طلاق نماید